• این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خداحافظی

  • شروع کننده موضوع Admin
  • تاریخ شروع

Admin

ديوانگى ها از آمدنِ تو شروع شد ...
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
ارسال ها
13,105
لایک ها
26,601
سن
26
محل سکونت
میانه
#1
تصمیم خیلی سختی هست ولی خب، بلاخره گرفتمش، تعطیلی سایتی که زمانی شبارو باهاش صب میکردم و 24 ساعته روش کار میکردم، با آدمای زیاد و البته طرز فکرهای متفاوتی آشنا شدم و خاطرات و تجربیات زیادی برام رقم خورد.
تو این بیست و خورده ای سال عمری که از خدا گرفتم هیچ تصمیمی سخت تر از تعطیلی سایت برام نبوده، ولی اتفاقاتی رقم میخورن که برای فراموش کردنشون نیاز میشه همه چیز رو حذف کنی بلکه از ذهنت کمی دور بشن
قطعا تعطیلی اینجا خیلی از خاطرات تلخ و شیرین رو از ذهنم پاک نخواهد کرد، ولی شاید کمی به پاک شدنشون کمک کنه
بدترین چیزی که اینجا برام رقم خورد، نداشت دوست بود، خنده داره ولی بعد 8 سال کسی همراه نموند، حتی اونی که وقتی تو چشمام زل زد و گفت رفیق ترین میمونه، شاید همین مسائل تلنبار شدند تا یه جایی مجبورم کنند سخت ترین تصمیم هارو بگیرم.
تعطیلی سایتی که با جون و دل روش کار کردم و مثل یک بچه بزرگش کردم و بال و پر دادم بهش
استعفا از شغلی که 6 سال بی صبرانه منتظرش بودم
و در نهایت دل کندن از جایی که هیچوقت فکرش رو نمیکردم بخوام ازش دور بشم.
یه مسافرت طولانی و دیدن رفاقت خیلی از بچه های سایت هست که دوستیشون از اینجا شروع شد، رفیق موندند، ازدواج کردند و ... کمی حالم رو خوب میکنه.
برای منم فقط یک رفیقی موند که هر از گاهی شاید یادی ازم بکنه و البته تو روزای خوب و بد کنارم باشه.

دلم خیلی میخواد ساعت ها بنویسم و حرف بزنم ولی خب طبق معمول ترجیح میدم هرچی هست برای خودم بمونه، آخرین تاپیک رو برای خداحافظی زدم، شاید هنوز کسایی باشن که دلشون بخواد جمله ای بگن.
خوشحال میشم در این آخرین روزای بالا بودن سایت هرکسی که اینجا رو میبینه جمله ای بنویسه برامون.
 

azaran

MohaMMad.AzaraN
ارسال ها
69
لایک ها
77
سن
25
#2
سامان انصافا سایت خوبی داشتی حیف وقت نشد فعالیت کنم
ولی حیفه آف کنیش یادگاری نگهش دار امکان پست جدید رو هم ببند برات مسئولیت درست نکنه
در مورد هزینه های سرور هم عزیزی تو میانالی از اعضاش کمک گرفت و تقریبا همینطوری نگهش داشته.حیفه آف نکن من شاهد بودم حتی تو مسافرتمونم پیگیر اینجا بودی
 

Paras______2

بهم میگن پری :)
ارسال ها
185
لایک ها
1,702
سن
17
#3
حرف جدیدی ندارم
من اینجا نه خیلی کسیو میشناختم نه خیلی با کسی حرف میزدم نه با کسی دوست بودم فقط اینجا تنها جایی بود که حرفامو راحت میذاشتم
خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را میسپارم به دل های خسته
حالم حال خوبی نیست
حالتون خوب اقای ادمین
 

famotika:D

شدی آرامشِ کلِ این زندگی ...❤
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
ارسال ها
6,080
لایک ها
18,323
سن
19
محل سکونت
در به در اباد :|
#4
حرف ها هست برای گفتن و نوشتن ... یه چیزی به اندازه ی شیش هفت سال ..‌.
مثلا بعید میدونم کسی وارد سایت شده باشه و چند وقتی از سامان خوف نکرده باشه ...
یادش بخیر شب و روزایی که تو سر و کله هم میزدیم ... خودمونو میکشتیم پست بزنیم درجه هامون بره بالاتر ... یاد همه اونایی که بی دلیل و با دلیل بن شدن بخیر ...
دمِ همه اونایی ک بهمون انگیزه دادن .. حالمونو خوب کردن و کمکون کردن و کنارمون موندن گرم ...
یاد این لبخند خاطره ساز بخیر " :smile: " که سپید بابتش حرص میخورد ، محیا تاییدش میکرد و یکی دوستش داشت .. که اخرش ختم شد به اشنایی با یه ادم فوق العاده و نزدیک به سه چهارسال خاطره ی خوب:smile:
یاد اتاق رفتنای سامان ... مسخره بازیای پیمان ... دعواهای چندتا از دوستان (نگم بهتره:16:) خواهرانه های یاسی و مهسا .... برادرانه های محمد ... طوطی سخن گوی کذایی .. شعر خوندنامون تو شبای ماه رمضون و غیره ... غزل های اقای پدر ... دوستیایی که بی دلیل و با دلیل بهم خورد ..‌
هفتادیا دوستای خوبی بهمون داد ... خاطره های خوبی برامون ساخت و حال های خوب و بدی رو به خودش دید ... که به خاطر همش یه تشکر اساسی به سامان بدهکاریم ... شاید اگه این سایت نبود مسیر زندگی قریب به اکثریتمون الان متفاوت بود ... و خیلی غم انگیزه که قراره دیگه نباشه ... حتی اگه سر هم نمیزدیم خیالمون راحت بود که همه خاطره هامون توش ذخیره شده و داریمشون ‌‌... و شاید اگه یه سری اتفاقا نبود خیلی زودتر از اینها بسته میشد ...‌ دلم سوخت ... خیلی ... برا خوشبختی هایی که میتونست اتفاق بیفته و نیفتاد ... بین و برای خیلی از بچه ها ...
و حالا این همه اتفاق داره مسدود میشه تا به قول سامان بعضی هاش رو بشه حذف کرد ... گرچه که آثار دهه هفتادیا و روزا و شبایی که گذشت قطعا تو زندگی هامون باقی خواهد موند
دلم میخواست تک تکشو بنویسم و خیلی چیز های دیگه بگم ولی خب احتمالا از حوصله جمع خارجه ...
دلمون میخواست دوباره دور هم جمع شیم ... ولی خب انگار داره برعکسش اتفاق می افته ....
و در آخر ممنون سامان ... بخاطر یه سری اتفاقا و یه سری ادما که تو زندگیمن و بخاطر همه چیز که باعثش تو و این سایت بودید
امیدوارم به اندازه ای که تو حال خوب هم تاثیر داشتیم حال این روزا و روزای بعدمون خوب باشه ‌‌‌...
و بالاجبار ، خدانگهدار ..‌.
 

NabeSaman

My love saman❤
مدیر ارشد
ارسال ها
56
لایک ها
7,066
#5
استوری فاموطیکارو دیدم...گفتیم بیایم بنویسیم... گفتیم بیایم بانمک طور شیم مث همیشه خوش و خندون بنویسم...شروورام مث همیشه ته زبونم به راهه ها...ولی دیدم نه...ما دوتا دلمون اینجا خوش نیسش دیگه... تلخ شده مث لیمو شیرین...دیدی یهو تلخ میزنه مزه ش... عین همون...
خودمونو باختیم اینجا...
جوری باختیم حتی زبونمون نمیچرخه بگه چیشد که این شد... نگاهمون خیره س دیگه...دلامونم رفت...
فاطی تو باورت میشد منو توعِ سربه هوا انقد سرمون بیوفته پایین که جلو پامونم نگا نکنیم دیگه؟غرق شدیم تو خودمون...
منو تو و دیوونه و دلبر آخرش تو حوض خالی خاکمون میکنن...پاییزم هس مگه نه؟ :smile:
فقط تو میدونی دارم اینایی که مینویسم چه معنی میدن...
او میکشد قلاب را
زاندازه بیرون تشنه‌ام
ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن،
وآن گه بده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش
بر می‌نکردم پیش از این
روز فراقِ دوستان،
شب‌خوش بگفتم خواب را
مقدار یار همنفس
چون من نداند هیچ کس
ماهی که بر خشک اوفتد
قیمت بداند آب را
سعدی چو جورش می بری
نزدیک او دیگر مرو
ای بی‌بصر من می ‌روم؟
او می‌کشد قلاب را...

دوستون دارم همیشه حتی اگه هیچ کجای تاریخ دیگه برام تکرار نشین....
 

famotika:D

شدی آرامشِ کلِ این زندگی ...❤
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
ارسال ها
6,080
لایک ها
18,323
سن
19
محل سکونت
در به در اباد :|
#6
استوری فاموطیکارو دیدم...گفتیم بیایم بنویسیم... گفتیم بیایم بانمک طور شیم مث همیشه خوش و خندون بنویسم...شروورام مث همیشه ته زبونم به راهه ها...ولی دیدم نه...ما دوتا دلمون اینجا خوش نیسش دیگه... تلخ شده مث لیمو شیرین...دیدی یهو تلخ میزنه مزه ش... عین همون...
خودمونو باختیم اینجا...
جوری باختیم حتی زبونمون نمیچرخه بگه چیشد که این شد... نگاهمون خیره س دیگه...دلامونم رفت...
فاطی تو باورت میشد منو توعِ سربه هوا انقد سرمون بیوفته پایین که جلو پامونم نگا نکنیم دیگه؟غرق شدیم تو خودمون...
منو تو و دیوونه و دلبر آخرش تو حوض خالی خاکمون میکنن...پاییزم هس مگه نه؟ :smile:
فقط تو میدونی دارم اینایی که مینویسم چه معنی میدن...
او میکشد قلاب را
زاندازه بیرون تشنه‌ام
ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن،
وآن گه بده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش
بر می‌نکردم پیش از این
روز فراقِ دوستان،
شب‌خوش بگفتم خواب را
مقدار یار همنفس
چون من نداند هیچ کس
ماهی که بر خشک اوفتد
قیمت بداند آب را
سعدی چو جورش می بری
نزدیک او دیگر مرو
ای بی‌بصر من می ‌روم؟
او می‌کشد قلاب را...

دوستون دارم همیشه حتی اگه هیچ کجای تاریخ دیگه برام تکرار نشین....

_ چه خوش صیدِ دلت کرده ... بنازم چشم مستش را
که کس آهوی وحشی را ..‌ ازین خوشتر نمی گیرد .‌‌‌‌..
+ تکلیفِ صیدی که رها شده چیه؟
_ ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده صیدی ، صیاد رفته باشد .‌‌‌‌...
آه از دمی که تنها با داغِ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد ..‌.
.
.
.
پاییز یهو میاد ... میدونی که ؟!
وقتی میاد که بدونی بهارت رفته واسه همیشه ‌‌..
گفته بودم برات ؟!
.
.
.
این نامه ی آخرمه واسه تو :

همه یادشون رفته منو ...
تواَم بخند و بگذر و فراموش کن که دنیا محلِ گذره ...
حالا که تموم شده بذار این خطِ آخرِ نامه بگم برات
می ارزید ...
اون روزا به این شبا می ارزید ...
گفتم که بدونی پشیمون نیستم
فقط دیگه نیستم ...
خستم ...
می خوام چهارتا پاییز بخوابم ...
 

Sαяαb

فـــرفــــريـ❤
مدیر ارشد
همراه انجمن
ارسال ها
6,200
لایک ها
18,042
محل سکونت
رو ابــــرا
#7
نمیدونم چجور شرو کنم!
طبق معمول حرف زیاده ولی بقول مدیر " ترجیح میدم هر چی هست برا خودم بمونه " شاید بعضی حرفا نگفتنشون خیلی بهتر باشه :smile:
اتفاقای بزرگو کوچیکه زیادی افتاد اینجا که خوب یا بد همش شد خاطره...با آدمای زیادی هم اینجا آشنا شدیم که اونام شدن خاطره...کسایی که اصلا فکرشو هم نمیکردیم خاطره شن و شدن...
شاید قشنگترین اتفاقی که اینجا واسم افتاد آشناییم با فاطمه بود...واژه ها رو کم میارم واسه توصیف مهربونیاش واسه خواهریاش واسه همه چیزش...خیلی از روزام بود کنارم و برعکس خیلیا قضاوتم نکرد برعکس خیلیا هنوزم کنارم مونده...
تشکر اساسی (بقول فاطی :16: ) از مدیر واسه همه چی...ممنون

از ته دلم واستون آرزوی خوشبختی میکنم مدیر و یاس عزیزم:32: امیدوارم حال دلتون همیشه کنار هم خوب باشه...
و در آخرم واسه همه دل خوش آرزو میکنم...امیدوارم همیشه لبخند ب لبتون باشه...الکی نه ، از اون واقعیا و از ته دلیاش :smile:
خدافز :smile:
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
ارسال ها
3,825
لایک ها
25,599
سن
24
محل سکونت
chaloos
#9
اینجا عالی بود. برای من اگه اشناییم با یه بابای عوضی رو فاکتور بگیرم اینجا بی نظیر بود. چه قهقه هایی که تو چت نزدم و چه اشکاییی که نریختم. دوستای قدیمی اینجاو عالی هستن و بودن. اون آدم عوضی باعث شد کم بیام اینجا و دوسال پیشم با ازدواج دیگه کلا کم شد. هروقتم اومدم ادم جدیدا بودن وو نمیشناختم.
موفق باشی آقا سامان
تو همه ی مراحل زندگیت
بهترین هارو برات از خدا میخوام
 
ارسال ها
1,469
لایک ها
5,758
سن
20
#10
اینجا عالی بود. برای من اگه اشناییم با یه بابای عوضی رو فاکتور بگیرم اینجا بی نظیر بود. چه قهقه هایی که تو چت نزدم و چه اشکاییی که نریختم. دوستای قدیمی اینجاو عالی هستن و بودن. اون آدم عوضی باعث شد کم بیام اینجا و دوسال پیشم با ازدواج دیگه کلا کم شد. هروقتم اومدم ادم جدیدا بودن وو نمیشناختم.
موفق باشی آقا سامان
تو همه ی مراحل زندگیت
بهترین هارو برات از خدا میخوام
خوبی ندا؟:16:مرتضی ام
موفق باشی
 
بالا